December 30, 2005

فاطی خانم به مامانم کمک میکنه (در ایران) 45 سالشه! ولی نگاش که میکنی فکر میکنی 60 سالشه. 5 تا بچه داره و شوهرش چند سال پیش مرده. باید حتما کار کنه تا پول در بیاره. به قول خودش عصب سیتاتیک (سیاتیک) هم داره. باید 6 صبح از خواب بلند بشه از ته شهر ری بیاد با مترو که ساعت 8 برسه خونه ما و تا 4 بعد از ظهر کار کنه و کلن برای این مدت 8 هزار تومان پول میگیره!
و اما باربارا!!! با خواهرم کمک میکنه (در آلمان) 45 سالشه ولی 30 ساله به نظر می رسه. نمیدونم شوهر و بچه داره یا نه ولی به نظر نمیرسه داشته باشه ;) یه ماشین گلف و یه موبایل داره. دو ساعت بیشتر کار نمیکنه و ساعتی هفت و نیم یورو میگیره!
چقدر تفاوت!!

دیشب رفتم اپرا، سالونش خیلی خوشگل بود. البته کلی کوچولو بود. از تالار وحدت ما خیلی کوچیکتر ولی حیلی تمیز و شیک بود.
اسم اپرا La Bohem بود. ماجراش عشقی و غم انگیز بود ولی دوستش داشتم. موزیکش هم عالی بود.

طراحی سالنش به نظرم عالی بود!

وقتی داشتم میدیدم فکر میکردم که ما تو ایران از این هنر محرومیم و چه هنرمندانی داریم، که صد برابر بهتر از اجنبی ها هستن!!!
December 27, 2005

امروز دعوت بودیم این رستوران. خیلی جای خوشگلی بود. جای دوستان شیکان خیلی خالی بود!!! میگفتن که از قرن 13 اینجا رستوران بوده و هی بازسازیش کردن.

یه نمایشگاه نقاشی هم توش برگزار میشد. کارهای Fenning Fos یه نقاش آلمانی بود. کارها متعلق به سال 1962 بودن.قیمت پایه اش از 1500 یورو شروع میشد!!! (قابل توجه دوستان نقاش) و چندتاش هم فروش رفته بود.

یه جنگل زیبا هم در کنار رستوران بود. که بعدش یخ بستیم و توش قدم زدیم. ولی لذت بخش بود. :)
December 25, 2005
بوقلمون هم بالاخره خوردیم! خوشمزه بود ولی یه کم سفت بود. البته مثل اینکه من تو غذا بد سلیقه هستم! ;)

کریسمس مبارک! :)
کلی کادوی خوشگل گرفتم. مراسم جالبی بود که خودم هیچ وقت از نزدیک ندیده بودم. یه جورایی عین خودمونه.

فکر نکنم همه اینجا برن کلیسا، نمیدونم، شاید هم برن ولی در هر حال مراسم کلیسا هم جالب بود. البته یکم طولانی بود. آوازش رو دوست داشتم. کلی هم خوندم هر چند که نمیدونستم چی میخونم! :))

December 24, 2005

اینجا خونه خواهر جونم در هانوور است. کلی خوشگله و هواش خوبه.

این خونه پرنده شونه! :)

اینم محوطه اطرافشه

اینم دکور بیرونش
December 23, 2005
ديروز داشتم توي يه رستوران غذا ميخوردم و در رفت و آمد بودم که غذا ها رو ببرم سر ميز که ديدم پالتوي يه آقاي شيکان افتاده روي زمين منم برداشتم بهش دادم!ديگه خودشو کشت اينقدر تشکر کرد وقتي هم مي خاست بره يه کارت بهم داد که ماله فروشگاهش بود .روش نوشته بود vip و با ارائه اين کارت ۵۰٪ تخفيف ميدن!!!حال کردم کلي ;)

بزرگترين درخت اروپا توي دورتمند هستش مجموع ۱۰۰ تا درخت رو بستن به هم و يه درخت مهربون درست شده!
December 22, 2005

ديروز رفتم نورنبرگ که ميگفتن بازار کريسمسش خيلي معروفه!نسبت به هانوفر که بازارش خيلي بزرگتر بود و فقط پر از جينگولک هاي خوشگل بود! منم يه کوچولو خريد کردم:)

از اين خونه ها خريدم!توش شمع روشن ميشه و از پنجرهاش نور مياد بيرون

انواع تنقلات هم اونجا پيدا ميشد.شراب داغ نوشيدني محبوب اين بازار ها هستش.من که نخوردم !!!ولي همه لذت ميبردن از اين نوشيدني و توي اين ليوان ها ميفروختند

شبش هم رفتم سينما فيلم کينگ کونگ رو ديدم .جلوهاي ويژه اش خيلي خوب بود ولي کلا فيلم و دوست نداشتنم!
ولي جاي دوست جونا خيلي خالي بود چه سينمايي بود!!!!


يلدا يعني تولد.امسال با تولدي دوباره ولي با تجربه باز هم در کنار هم هستيم.يلدا مبارک...
December 19, 2005
دیروز داشتم تو یکی از این مغازه های جینگولک فروشی راه میرفتم، دستم خورد به یه مجسمه و شکست، فروشنده با سرعت برق اومد جمعش کرد و بعدش با لبخند بهم گفت لطفا به خریدتون ادامه بدین!!!
اینجا وقتی با مردمش از نزدیک آشنا میشی میبینی که خیلی زیادی مهربونن، از آلمانیا چیزای دیگه شنیده بودم.
گل فروشی ها واقعا زیبا هستن، گل اینجا بعضیاش زیادی گرونه و بعضیهاش زیادی ارزون. آدم تکلیفشو نمیفهمه.

این یه جا عودی جالب بود، شکمش باز میشه و عود را میذارن توش بعدش از دهنش دود میاد. نمیدونم دودش معلومه؟

این پاپانوئل تو گاراژ یه خونه است.

و برف همچنان می بارد فراوان...!

December 18, 2005
اینجا همه جا پر شده از این گل. بهش میگن ستاره کریسمس. به نظر من که خیلی خوشگله :)
جزو چیزای سمبولیک عیدشونه که تقریبا تو خونه همه پیدا میشه!


همه جا خیلی قشنگ شده!


اینجا یک ماه قبل از کریسمس هر یکشنبه یکی از این شمعها رو روشن می کنن!

December 17, 2005

کلی تاخیر داشتیم،فروذگاه جدید خیلی دور بود!ولی خوب از قبلی شیکان تره
تو هوا پیما یه پسر کوچولوی عسل بود به اسم آرین 1 سال و 8 ماهش بود،کل 5 ساعت داشت نقاشی میکرد!!!یه ذره هم باهم نقاشی کردیم من که نمیفهمیدم اون چی میکشید حتما اونم نمیفهمیده:)


اومدم آلمان یه روز انجا در دورتمند هستم عصر میرم هانوفر .اینجا داره کلی برف میاد!هوا عالیه،دارم نفس میکشم.وفت نکردم هنوز برم بیرون ولی شهر کلی خوشگله پر از تزیینات برای کزیسمس.بعد بیشتر مینویسم.
December 14, 2005

دیشب با دوست جونام رفتیم رستوران چینیا!محیطش میشد خوشگل تر باشه ولی خوب بد هم نبود.قبلش زنگ زدیم از یه دوست خوش خوراک پرسیدیم که چی بخوریم. خودمونم هنرمندی به خرج دادیم و کلی غذاهای هیجان انگیز سفارش دادیم.همه چی عالی بود و کلی داشتیم با اون چوبا خوش میگذروندیم،که بد مزه ترین چیزی که تو عمرم خورده بودم اومد زیر دندونم،اسمش بود بامبو شوتس!!!که واقعا افتضاح بود:)) ولی بقیش همش خوب بود.چای سبزم خوردیم با طعم بهار نارنج:)
تجربه خوبی بود.
December 12, 2005

این عکس رو توی ارمنستان گرفتم.البته کلی مه بود ولی فکر کنم همین جالبش کرده .داستان قشنگی داره،این مجسمه سنبل یه عشقه.میگن در قدیم یه دختر و پسری از 2 تا قبیله مختلف بودن.هر کدوم یه طرف رودخانه زندگی میکردن.هر شب دختره یه مشعل روشن میکرده میگرفته بالا تا پسره از اونور رودخونه شنا کنه بیاد اینور.یه روز برادرهای دختره میفهمن این موضوع رو و مشعلش رو خاموش میکنن.پسره هم راهشو گم میکنه وتوی رودخانه غرق میشه:( اسمه دختره تامار بوده....

فردا 21 آذر نماشگاه نقاشی امیر راد استاد عزیز من هستش در گالری آریا .از ساعت 4 تا 8.فکر میکنم خیلی دیدنی باشه کارهاش.به همه شدید پیشنهاد میشه:)اینم یکی از کارهاشه.
December 6, 2005
میگن توی معدنها همیشه یه قناری نگه میدارن ،هر وقت گاز تو فضا پخش میشه قناری میمیره و همه میفهمن باید برن بیرون.
دوستام بهم میگن قناری،چونکه وقت هوای تهران بد میشه سرم بد جوری درد میگیره. الان 2،3 روزه بد جوری قناریم.
December 4, 2005
View image
دو تا از دوستهای گلم قراره یه بچه بیارن .هفته دیگه بهشون تحویل میدن ،خیلی حس قشنگی که زندگی 3 تا آدم یهوی باهم شیرین میشه.ازم خواستن یه نقاشی برای اتاق نی نی بکشم.امیدوارم از این خوششون بیاد
نمایشگاه نقاشی آقای مهرداد خطاعی در گالری آریا که تا 17 آذر ادامه داره ،تا اونجایی که من میدونم عکاسی،چاپ و نقاشی باهم میکس هستند .به نظر باید جالب باشه حالا کارهارو دیدم باز نظر میدم.همچنین یک نماشگاه دیگه هم کار آقای ذاکری در گالری الهه است که کارهای از طبیعت هست و تا آخر هفته ادامه داره!.
December 3, 2005
سلام
اول از همه دوستهای خوبم که کمک کردن تا سایتم درست بشه ممنونم و همینطور از همه دوستانی که ایمیل زدن و کامت گذاشتن هم ممنون.تو فکرم اینه که اینجا از همه چی بنویسم،به خصوص از نقاشی!امیدوارم پر بار باشه حداقل برای خودم