February 15, 2006
جوجه ها
شوهر خواهرم کلی فارسی یاد گرفته .به طناز میگه جوجه.ما هم که خواهراش هستیم میشیم جوجه !.دیشب بهم تلفن کرده که" تولدم 3 تا جوجه می خوام"!!!خلاصه گیر داده که بلیطش با من بلند شو بیا آلمان.ولی من تازه کارام دوباره روتین شده و حس رفتن نیست:) البته بدم نیست میرم شارژر دوربینمو میارم ;)


Comments (3)
سلام گلناز جون, اومدم یهو جواب همه پستهایی که جا موندم رو بدم:
اصلإ دست رد به سینه هیچ مسافرتی نذار که حیفه, واسه عید برو فکر کنم هوا خوب باشه
ولنتاین تو هم مبارک و امیدوارم که همیشه و همیشه عاشق باشی, گو اینکه مطمئنم هنرمندا همیشه عاشقن
در مورد تصادف هم که هیچوقت نشد تصادفی رخ بده و منو مقصر نکنن, حتی اگه طرف به من زده باشه!
از تبریکت هم ممنون و متشکر
February 15, 2006 19:09
اومدم بگم که به حرفهای المیرا گوش نکن (در مورد مسافرت)
February 15, 2006 19:36
منم اومدم بگم که اصلاً به حرف هیچکس گوش نکن!نه طناز ، نه المیرا ، نه احسان!!ا
February 16, 2006 10:46