May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005


March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005

March 31, 2006

گل بنفش ها

gol-banafsh1.jpg

این گلهای بنفش رو خیلی دوست دار.اسمشون رو هم بلد نیستم:) رو بالکن خونمون کلی داریم،بو شون هم خیلی خوبه!یکی از نشونه های بهار تو خونه ما این گلهاس.همه منتظرن ببینن گل بنفشها کی در میاد.و یکی از سوالهای رایج موقع لباس آویزون کردن رو بند اینه که:گل بنفشها دراومده؟

gol-banafsh2.jpg

کلی عکس گرفتم امروز ازشون وقتی آفتاب میرفت رنگش خیلی عوض میشد!اونهایی رو که تو ابر گرفتم رو بیشتر خوشم اومد رنگش یه جور عجیبی شد!اینم خفن شد:) کلی زنبور دور و برشون بود فکر کم کیف میکنن با این گلها کلی.

* اسم گلها گلسیرینه!مرسی از مریم گلی عزیز:)

March 29, 2006

توضیح !

یه سری ایمیل اومده بود برام ،امروزم داشتم کامنت ها رو می خوندم دیدم کلی بحث سر این مجموعه green peace :)این مجموعه پایان نامه دانشگاهم بود.11 تا پوستر هستن یه جورایی آموزشی تا یه سری از مشکلات جهان امروز رو به بچه ها نشون بدن.کارها رو هم با دست کار کردم نه با 3D!!!و رنگشم اکریلیکه.
خیلی خاطره خوبی دارم از این مجموعه کارم.
و یه چیز بامزه اینکه همون سال تو سفره نذری مامانم یکی از دوستامون یه خانم آلمانی رو آورده بود چون می خواست ببینه مراسممون چه شکلیه!آخرش که خانم آلمانی میخواست بره اومد به من گفت من 6 تا نوه دارم می خوام سوغاتی بخرم براشون این نقاشیا خیلی خوشگلن میفروشی؟
منم هیجان زده شدم و یه قیمت پروندم به یورو !!! و اونم گفت خب!!!به همین باحالی 6 تا شو خرید و اینا اولین نقاشیهایی بودن که من فروختم:)

March 28, 2006

تفریحات نوروزی

یکی از تفریحاتم این چند روز که خونه ام به خاطر سرما خوردگی اینه که فیلم های نوروزی رو از تلویزیون میبینم.این فیلمهای خارجی رو:)البته تفریحم یکم همراه با خود آزاریه،چون اکثرشون رو قبلا دیدم.برام جالبه تیکه های سانسور شده و دوبله های باحال رو!بهترین انتخابم تا الان Rain Man هستش چون دیشب منو به حد جنون رسوند:))
نمودونم مگه مجبورن فیلم با Rating: R !!!!!!!!!!!!!!!!!!! انتخاب کنن که ندونن چجوری سرو ته فیلم رو جمع کنند.

پیک شادی

tn1.jpg

این پیک شادی عجب چیز مزخرفی بود!هر وقت یادم میاد حالم بد میشه.30 تا طراحی !من همش 4تا انجام دادم:)
این مدل جدید طراحی و که یه جاهاییشو رنگ میذارم دوست دارم.

ماهی قرمز کوچولو

madi3.jpg

خیلی این موجودات کوچولو رو دوست دارم.آرزو دارم یه نمو داشته باشم:)
بقیه عکسا اینجاست

March 27, 2006

از شمال برگشتم

shomal1.jpg

کلی خوب بود و خوش گذشت جز آخرش که یه سرمای وحشتناک خوردم:)یه جایی نزدیک جنگل سیسنگان بودم.هوا یکم سرد بود ولی می چسبید.در یاشم یکم مشکوک بود!یکم زیادی خوشرنگ بود ونمیدونم رنگ ریخته بودن توش چی بود خلاصه که بعد از مدتها من دریای شمال رو آبی دیدم:)

shomal2.jpg
یه روز رفتم یه باغ گل خیلی هیجان انگیز و خوشگل بود.کلی هم گل ارزون بود

shomal5.jpg

shomal6.jpg

رنگ اینها هم عالی بود مخصوصا وقتی 30 -40 تا شونو کنار هم ببینی

shomal3.jpg
یه روز هم رفتم کندلوس که کلی جای خوش آب و هوایی بود یه موزه مردم شناسی داشت.باید یه عالم پله میرفتی بالا تا میرسیدی بهش که کلی چیزای جالب توش داشت ولی خیلی بی سلیقه چیده بودنش،ولی یه کار بامزه کرده بودن؛دم در باید کفشاتو در میاوردی :)

shomal4.jpg
در راه کندلوس هم پر بود از این شکوفه های صورتی خوشگل.از این منظره نقاشی کردم حالا عکس می گیرم میذارم اینجا:)

March 19, 2006

سال نو مبارک

sabze1.jpg

عیدتون مبارک .امیدوارم امسال برای همه سال خوبی باشه و برای همه اتفاق های خوب خوب بیوفته .مرسی از دوستهای که برام کارت فرستادن.ببخشید که از تنبلی به همه اینجا تبریک میگم.خوش باشید:*

راستی!سبزه رو امسال برای اولین بار من درست کردمD:

چرت و پرت

یادمه قدیمها برای یه دوستی یه سری ایمیل مینوشتم با عنوان چرت و پرت.چون کلی حرف داشتم ولی زیاد ربط نداشتن به هم برا همین پشت سر هم که میخوندش چرت و پرت میشد این پست هم الان اون مدلیه!
وای همش در گیر کارهای عید بودم!کلی کار عقب افتاده داشتم برای عید که خوشبختانه همش تموم شد!خرید های عید هم انجام شد:)
نمایشگاه نقاشی اردشیر رستمی رفتم،که خیلی دوست داشتم ونمونه کارهاشو میتونین توی تقویم امسال ببینید،شهر کتاب داره.البته من پارسالیشو بیشتر دوست داشتم:)
فردا میرم شمال!!!!کلی وسایل و بوم خریدم،امیدوارم هوا خوب باشه بتونم اونجا نقاشی کنم.تلویزیون میگفت یه جبهه هوای سرد داره میاد،خدا کنه از رو شمال بپره:)
امروز 3ساعت خوابیدم ظهر!چسبید این مدت خیلی شولوغ بود سرم.
یه تابلو عیدی کشیدم برای مامان و بابام ولی انگار زیاد خوششون نیومد:(ولی من کلی جون کنده بودم روش:((چیکار کنم سبک کاری من عین به عین مدل نمیشه آخه!
خاله جان سفارش داده تخم رغ رنگ کن بیار!آخه چجوری تا شمال ببرم؟
یه صنایع دستی تو خیابون ولیعصر کنار برج سایه پیدا کرد خیییییییییییییلی هیجان انگیزه!
خیلی دلم میخواست از ماهی قرمز کوچولوها عکس بگیرم که وقت نشده هنوز...

March 14, 2006

چهار شنبه سوری

4shanbe2.jpg

1 ) یادم نمیاد چند سال پیش بود 10 سال،15 سال نمیدونم.هر سال کلی ذوق داشتم برای 4شنبه سوری از 2هفته قبلش از دائیم قول می گرفتم که منو ببر گردش!نمیدونم به پیشنهاد کی یه سال رفتیم تپه های عباس آباد!
اونجا کلی خار و چوب بود آتیش فراوون درست می کردیم و زردی من از تو،سرخی تو از من:) یه تفنگ هم بابام داشت که که وقتی رو به آسمون شلیک می کردی ،آسمون پر از نورهای رنگ و وارنگ میشد.
شبش هم که قاشق زنی!
2)نمیدونم از کی دیگه بزرگترها ذوقشونو از دست دادن؟4سال ؟5سال پیش؟از وقتی این نارنجکها درست شد؟از وقتی تبدیل شد به میدون جنگ؟از وقتی تپه های عباس آباد یا همون پارک طالقانی شد پر پلیس؟ از کی؟یادم نمیاد...
3) پارسال دائیمو زور کردم،مامان و بابام که یک کلام!نمیاییم بیرون.خوش نگذشت زیاد.میترسیدم،فقط صدای بمب میومد،گوشهام درد گرفته بود.

4shanbe1.jpg

امسال هیچ جا نمیریم!7شمع گذاشته مامانم تو بالکن که از روش بپریم:) شب هم شام خونه یه مادر بزرگ مهربون دعوتیم که هرسال یه غذای خاص برای این روز میپزه.
4)فیلم چهار شنبه سوری رو هم دیدم.میتونم بگم یکی از بهترین فیلم هایکه این چند سال اخیر دیدم بوده.اگر تا حالا ندیدین شدید پیشنهاد میشه.
5)امروز تعطیل بودم:)نه کلاس زبانی ،نه طراحی سایت،نه تنیس،نه نقاشی!تعطیل تعطیل!
می خواستم برم خرید عیدی هامو نخریدم هنوز اعصابم بهم ریخته.
مغازه 1 =نداریم. تموم کردیم .نمیدونم باید از کجا بخری!
مغازه 2 = جای پارک نیست 2 بار دور میزنم؛بازم جا نیست منصرف میشم
مغازه 3= بسته است!!!
مغازه 4 =رنگشو دوست نداری!!!
هر کدوم از مغازه ها یه جای شهره:)
نتیجه=گلنازجون این همه نشانه ماله اینه که بهت بگه امروز روز خرید نیست!!!!
6) یه کارت که توش کلی احساس خرج کرده بودم رو اشتباهی فرستادم!فکر کن وقتی کارت رو ببینه چه خوشحال میشه:))))))

March 11, 2006

تگرگ+ تنیس

t3.jpg

امروز صبح دوربین برده بودم تنیس که از این شکوفه های خوشگل عکس بگیرم.اینا شکوفه های بادوم هستند:)هوا یه ذره ابری بود و گاهی اوقات یه نم کوچولو هم بارون میومد ولی خب اینقدر کم بود که اصلا به چشم نمیومد.

t2.jpg
این گلها علاوه بر زیبائی خیلی هم خوشبو هستند.

t1.jpg

خلاصه ناگهان آسمون قاطی کرد و یه تگرگ اساسی شروع شد!منم که کلی خوشحال که تو این موقعیت دوربین باهامه کلی عکس خوشگل گرفتم D:

خیلی هوای خوب باحالی شده بود،مربی منم جوگیر شد گفت بازی میکنی ؟!منم که اصولا نباید کم بیارم گفتم آره!حالا تصور کنین که تگرگم اینجوری میومد:)

t4.jpg

نشد زیاد بازی کنیم ولی همون قدرشم کلی چسبید.در ضمن ساعتم هم گرفتم:)
2 تا عکس دیگه هم گذاشتم اینجا

March 10, 2006

نوستالوژی

یکی از دوستام امروز این لینکو برام فرستاد.کلی حس خوب پیدا کردم تقریبا 90% کارتونهای مورد علاقه من تو بچه گیم هستن.البته اگر الان هم تلویزیون نشون بده من شدید استقبال میکنم.مخصوصا بارباپاپا و الفی رو D:

March 09, 2006

تنیس و ساعتم

tenis.jpg
زمین تنیس-مالزی

دیروز صبح رفته بودم تنیس ،ساعتم هی اذیت میکرد منم درش آوردم انداختم تو کیفم!یعنی حداقل اینجوری یادمه.هوا عالی بود و شکوفه های خوشگل در اومده بودن و فضای باغ رو خیلی قشنگ کرده بودن.حالا میخوام دفعه دیگه دوربین ببرم ازشون عکس بگیرم:)
وسطهای بازی بابای دوستم زنگ زد که روز زن رو بهمون تبریک بگه!در ضمن یه چیز جالبم گفت.میگفت توی ارامنه یا نمیدونم مسیحیت؟نفهمیدم کدوم اینجوری میگن که قبل از حوا یه دختر دیگه ای بوده به اسم لیلیت که حاضر نشده به خواسته های آدم عمل کنه و بعد از اون بوده که خدا حوا رو به وجود میاره!8مارس روز زن که هست روز لیلیت هم هست:)
عصر اومدم برم حمام دیدم ساعتم دستم نیست رفتم از تو کیفم بردارم دیدم نیس:(کلی غصه دار شدم آخه یه دوستی برام خریده بودش و کلی معنی های خوب داشت ساعتم!خلاصه هر چی به این مربی تلفن کردم خاموش بود موبایلش .با لبهای آویزون رفتم کلاس زبان البته معلم عسلم اینقدر باحاله که به مدت 1:30 یادم رفت گمش کردم!
ولی وقتی اومدم بیرون باز یادم اومد.خلاصه یکم باز با دوستم غصه خوردیمو اومدم خونه!
امروز صبح رفتم باغ یکم خودم بگردم تا رسیدم اونجا باغبونه گفت ساعته ماله تو بود خانومیD:
حالا بردتش خونه ،شنبه میگیرمش:)یه چیزای هست که شاید ارزش مادی زیادی نداشته باشه ولی بار معنویش زیاده.

March 07, 2006

دنیای خطرناک هنر

چند روز پیش یه جلسه ای بودم که یه سری شایعه شنیدم که امیدوارم در حد شایعه بمونه!شنیدم که قراره نمایشگاههای نقاشی از اینی هم که هست بیشتر سانسور بشه!یعنی هر نقاشی که توش فیگور انسان باشه حق نمایش نداره!من اون سالها یادم نیست ولی دوستی میگفت اوایل سالهای 60 هم همین طور بوده!
راستش اینجا خط قرمزها برای نقاشی خیلی پر رنگه!و خیلی کار کردن سخته.یادمه 2سال پیش که ما یه نمایشگاه داشتیم کارهای یکی از دوستان رو نذاشتن نمایش بده چون لباس دختری که کشیده بود آستین نداشت!!!اونوقت تصور کنین یکی از واحدهای اصلی نقاشی در آلمان طراحی از بدن لخته!
نمیدونم تاحالا کتاب نقاشی از شهر کتاب خریدین یا نه؟پر از بر چسبه حالا خدا پدرشونو بیامرزه که روش جدیدشون جوریه که میشه راحت برچسبهارو کند!فکر نکنین فقط ایران اینطوری ها،دوبی 100 برابر بدتره!یه کتاب یه دوست برام هدیه آورد از دوبی همش رو با ماژیک سیاه کرده بودند!!!

cezan2.jpg

نقاشی اثر پل سزان

cezan1.jpg

اینم بی سانسورش!اسم کتابم THE 2OTH CENTURY ARTBOOK یه کتاب جمع و جور و لازم!!!و واجب برای نقاشان قیمتشم 13500 تومان ناقابل!
نمیدونم با این ذهن بسته چه جوری انتظار دارن که نقاشی ایرانی رو جهانی کنن!امیدوارم یه روز برسه که معنای واقعی هنر رو همه درک کنن.

March 04, 2006

تقویم1385

taghvim3.jpg
یه تقویم خیلی خوشگل کادو گرفتم!مرسی:*

taghvim2.jpg
کار فرشید شفیعی ،یکی از خوش ذوقترین تصویرسازهای که میشناسم.برای هر صفحه یه طراحی کرده!برای مناسبتهای خاص هم با توجه به موضوع نقاشی کرده.تقویمش فقط تقویم نیست یه جورایی یه اثر هنریه!

taghvim-1.jpg
به شدت توصیه اش میکنم.مخصوصا الان که نزدک عیده کادوی معرکه ای هستش!قیمتش 4500 تومان ،با یه بسته بندی خاص 5000 تومان!گرون نیست وقتی ببینید چقدر براش زحمت کشیده.

13 اسفند

امروز صبح یه جایی بودم .حدودا 40 نفر بودیم که همه فارغ تحصیل شده بودند یا دانشجو بودن!از ساعت 9 تا 1 علاف بودیم به خاطر این داستان!راستش دلم سوخت برا خودمون برا مملکتمون.برای وطن عزیزم...
برای اینهمه نیروی کار !!!! برای بی برنامگی،برای ذهن عقب افتاده بعضی ها که انگار دارن 1400 سال پیش زندگی میکنن!دلم سوخت برای همه چی.
گاهی دلم تنگ میشه برای خواهرام،یعنی زیاد دلم تنگ میشه !ولی خوشحالم براشون .برای راحتیشون،برای آزادیشون...
گاهی شک میکنم برا رفتن!اینارو مینویسم که یادم بمونه که باید برم!

March 02, 2006

بدون شرح!

حالم بده!کم پیش میاد اینجوری بشم.یه دلشوره عجیب غریب دارم.برای شنبه می ترسم!.
دوربینم هم که دیگه گندشو در آورده یعنی من گندشو در آوردم.نمیدونم.دوستم بهم میگه دوربینات نحسه یجورای راست میگه!اولیه که اونجوری دزدیدنش رفت.این یکی هم اول که داستان شارژر ،دیروزم از دستم افتاد lcd شکسته!:(( من هر چی پول در میارم باید بدم برا این دوربین.به خدا من دوستت دارم کلی هم حال میکنم باهات چرا اذیت میکنی آخه!!!دیروز هی گفتم کاش سرم میشکست تو نمیشکستی:(
تنها اتفاق خوب این مدت کلاس زبانه!به 2 دلیل.1 با یه دوست خوب میرم کلاس که از همین جا اعلام میکنم من اشتباه کردم گفتم تو بیای!:) :* دلیل 2 که باعث شد من به اشتباهم پی ببرم این معلم خداست!چرا آخه این بشر ایقدر خوش تیپ و
باحاله D:
دیگه اینکه خانم جان این طرحهای مارو بپسند دیگه!کشتی منو!

March 01, 2006

به سادگی یک نقاش...

paw33.jpg

" مکرمه گاو محبوبی داشت که برای چرانیدن آن مجبور بود روزانه مسافت طولانی ای را بپیماید , پس از چندی وی بیمار شد و فرزندانش که نگران سلامتی مادر بودند بدون اطلاع قبلی وی اقدام به فروش حیوان کردند . پس از آن زمان مکرمه بسیار غمگین شد و برای غلبه بر احساساتش به نقاشی پناه برد . او که حتی قادر به خواندن و نوشتن نبود , بدون هیچ گونه آموزش رسمی دست به خلق تصاویری فوق العاده نمود. "
خوشحالم که بالاخره تونسته حرفش رو بزنه.سایت مکرمه قنبریرو ببینید.نقاشیاش رو دوست دارم.یه سادگی خاص توش داره.اینجا کارهاش رو گذاشته.یادش گرامی..
یه فیلم هم قراره از زندگیش ساخته بشه که مریل استریپ توش بازی میکنه:)از طریق وبلاگ حسن سربخشیان.