« زندگی من... | وبلاگ | 24 آوریل »

خونه روبرویی

تو تختم که میخوابم میبینمش،از تو بالکن پیداست،از اتاق مامانم هم همین طور...خونه روبرویی رو میگم!1-2 هفته اس کلید کردم روش!از اینجا2تا طبقه هست که به نظر خالی میاد!دیروز از جلوش رد شدم!4تا طبقه اش خالی بود!تو فقط ایمجین * که اینجا بشه خونمون!خیلی هیجان انگیزه ;)

*توی کلاس زبان معلمم خیلی بامزه حرف میزنه یکی از کلمه های که زیاد میگه imagine با لهجه ترکیه!





Comments (1)

بابا تو اصلا ایمجین!





Post a comment

ممنون از نظرتون. در اولین فرصت منتشرش می کنم.

Name :
Email :
Website :
 
Comment :