July 31, 2006
O lny srmat poelpe can raed tihs.
cdnuolt blveiee taht I cluod aulaclty uesdnatnrd waht I was rdanieg. The
phaonmneal pweor of the hmuan mnid, aoccdrnig to a rscheearch at Cmabrigde Uinervtisy,
it deosn't mttaer in waht oredr the ltteers in a wrod are, the olny iprmoatnt tihng is taht the frist and lsat ltteer be in the rghit pclae. The rset can be a taotl mses and you can sitll raed it wouthit a porbelm.
Tihs is bcuseae the huamn mnid deos not raed ervey lteter by istlef, but the wrod as a wlohe. Amzanig huh? yaeh and I awlyas tghuhot slpeling was ipmorantt!
این نوشته به نظرم جالب اومد:)
* بن سای داره به جاهای خوب میرسه!شاید یه دونه اش گیرم بیادD:
دیدین گاهی یه عکسی میگیرید بعدش یه چیزی توش کشف میکنید؟ به نظرم این جینگولهای رنگی وسط این برف جالب شده تو این عکس:)
July 30, 2006
دیدین بعضی ها! مرز بین صمیمیت و بی ادبی رو گم میکنند؟ایجور مواقع حال من شدید بد میشه!!!!
دیدین یه لطفی به یه نفر میکنید بعدش بهش بدهکار میشین؟؟؟بازم حالم بد میشه!!!
July 28, 2006

یکی از گیاههایی که خیلی زیاد دوست دارم این بن سای ها هستند!یجورایی شبیه کارتونن:)کوچولو و ظریف.2سال پیش یه نمایشگاه رفتم که پرورشش رو توضیح میداد کلی هم نمونه هاش بود.اونجا بود که من ناگهان عاشقش شدم!و چون طبق معمول دقیقه نود رفته بودم نمایشگاه تمام نمونه هاشو فروخته بودن:( و از اون روز من در به در به دنبال یه بن سای میگردم!مخصوصا انارش!!!آخه شما نمیدونید انار های کوچولو اندازه یه فندق چقدر خوشگل میشه روی این درخت!این نقاشی هم بعد از اون نمایشگاه کشیدم!
پارسال از آلمان یه بامبو مینیاتوری به هر بدبختیی بود آوردم ایران.کلی دوستش دارم و الان کلی سرحاله .هر چند که الان دیگه تو ایران پر شده ازش ولی هر جا گشتم بن سای نیافتم.کسی میدونه جایی هست که بشه خرید؟
*Bonsai واژهای ژاپنی است و به گیاهانی گفته میشود که با وجود داشتن اندازهی بزرگ در طبیعت، برای نگهداری در محیط کوچک سازش یافتهاند. این کلمه از دو واژهی Bon به معنی سینی یا گلدان کوچک و Sai به معنی درخت یا گیاه تشکیل شده است.
July 27, 2006
از شنبه به خودم مرخصی دادم!یهویی احساس کردم خیلی خسته شدم.خسته روحی!!!
با مشورت احسان 2تایی به این نتیجه رسیدیم که یه هفته همه چیو تعطیل کنم تا یکم انرژی بگیرم.خواهرهای گلم هم اینجا بودن باعث شد 2 چدان انرژی جمع کنم.امروز صبح که بیدار شدم خیلی حس خوبی داشتم.گاهی واقعا چند روز استراحت خیلی کمک میکنه بهت.والبته وجود یه همراه خوب بیشتر تاثیر داره:*
*این درختها رو هم خیلی دوست دارم!
July 24, 2006

توی لندن ،توی یه سری از تلفن عمومی ها میتونی به اینترنت هم وصل بشی.یعنی اینقدر کارو برات آسون کردند!الان 3 روزه که به علت نامعلومی اینترنتمون قطعه!

سکه میندازی توش و ...
*یه سری از عکسهایی که آلمان انداخته بودم تو لپ تاپ طناز جا مونده بود که برام آورده.حالا میذارمشون دونه دونه اینجا
July 23, 2006
همیشه هر وقت یه چیزیو از دست میدم میگم بهترش تو راهه اینجوری خودمو دلداری میدم و البته 90% مواقع بهترش میاد!خونه قرمزه از دست رفت:( حتما بهترش در راهه دیگه؟
دیروز روز خوبی نبود برام از 8 صبح بد بیاری بود تا 10 شب!بدون توقف!!!
تازگی ها شدید کم حوصله شدم.نسبت به قبل که مقایسه میکنم خودم تعجب میکنم.اوصولا میگن هرچی سنت میره بالا حوصلت زیاد میشه ولی من برعکسم!:)دلم میخواد مشکلاتم در عرض حداکثر 2 روز حل بشه:)
حس میکنم باز خسته شدم،خسته جسمی نه!خسته روانی...باید به فکر یه سفر باشم...یا باید یه هفته به چیزی فکر نکنم...
زندگی زیباست:*و من شدید دوستش دارم:*مشکلاتم همه پویو(پررو) هستند!!!D:ولی من از رو میبرمشون!!!
July 22, 2006
دریغ از یک مثقال حوصله!!!جایی برای فروش هست؟؟؟
July 21, 2006
این چند روز اینترنت نداشتم به قول بابام گمگشته داشتیم انگار:)
خواهر دوم هم تشریف فرما شدند و ما هم چنان کیفمان کوک تر شده:)

اینم بلیط جام جهانیه، آورده که منو کامل دق بده!ولی خوشگله ها:)
این چند وقت اینقدر سوقاتی و کادو گرفتم که مجبور شدم یه سری شو رسما جمع کنم بزارم برای بعد، زندگی عجیب لذت بخش شده:)
وقت کم میارم چرا همش؟..
July 17, 2006
یه ایمیل بامزه امروز داشتم در مورد تست اضطراب:
به تصویر زیر به دقت نگاه کنید.
هر چه تصاویر آهستهتر حرکت کنند، به معنی توانایی بهتر شما در کنترل اضطراب است.
مجرمان این تصاویر را در حال چرخیدن میبینند در حالی که به چشم سالمندان و کودکان، ثابت میآید.

من بد جوری مجرممD:
1-دیدین یه موقعهایی کلی کار انجام میدین وقت هم کم میارین ولی خیلی مفید نیستن؟لجم میگیره اینجور مواقع!!!
2-خواهر بزرگه از آلمان اومده کیفمان کوکهD:
3-من یه عادت قدیمی دارم وقتی میخوام درس بخونم دراز میکشم و در عرض 30 ثانیه خوابم میبره!!!ولی اگه کتاب داستان باشه نه 3ساعت پشت هم به راحتی میخونم ولی تا میفهمم این کتاب درسیه تمومه داستان!واقعا نمیدونم من در گذشته چجوری درس خوندم،یادم نیستD:
4-دیروز برای اولین بار در زندگیم رفتم بازار خیلی تجربه هیجان انگیزی بود خیلی دلم میخواست دوربینم باهام بود.چند تا چیز باحالم دیدم یکی اسم یه مغازه بود که بود اسمش mac burger اونوقت توش قیچی و نخ و سوزن و این داستانها رو میفروختن کلی باحال بود:))دیگه اینکه تخفیفهای اساسی میدن اونجا مثلا 20000 هزار تومان!!!البته مامان و خاله جون منم کلی وارد بودن!آها یه چیز باحال دیگه اینکه ورود سگ به مترو ممنوعه اونوقت توی اروپا عکس سگ و بچه رو کنار هم گذاشتن یعنی قیمت بلیطشون یکیه:)
5-چند روزه این اینترنتم قاط زده و بد جوری روی اعصاب منه!!!
6-وقتی هوا گرمه من عصبی میشم!این کشف جدیدمه!
July 14, 2006
خیلی خوبه وقتی یهویی کلی کادوی هیجان انگیز بگیری،خیلی حس خوبیه وقتی احساس کنی آدمهای جدید زندگیت دوستت دارند:)خیلی خوبه وقتی توهم حس کنی اونهارو دوست داری:) پر از حس خوب...
July 12, 2006
از موقعی که من یادم میاد هر کسی میخواست جینگولک بخره برای عروسی میرفت کوچه برلن!یا الان شده رفاهی؟نمیدونم..امروز با مامانم رفتیم یه سری بزنیم که ببینیم چه خبره اونجا.
مغازه ها پر از چیزهای زشت و زیباست!یعنی باید حسابی بگردی تا یه چیز جینگول خوب پیدا کنی.قیمتها هم خیلی جالبه یه گل کوچولو به اندازه یه فندق 300 تومن حالا مثلا 10 تا بخوای برای یه مشت گل کوچولو باید 3000 تومن پول بدی!!!
ولی شلوغی بامزه ای داشت ،سرگرم کننده بود:))یه چیزیشو که دوست نداشتم بد اخلاقی بیش از حد فروشنده ها بود.آخه مثلا هر کس میاد اونجا برای یه واقعه خوب میخواد خرید کنه،نمیدونم شاید منم اگه شب تا صبح 1000 تا گل و زنگوله و روبان رو جا به جا میکردم همین طوری میشدم!!!
یاد یه چیز بامزه هم افتادم پارسال این موقعها داشتیم برای طناز دنبال جینگولک میگشتیم توی آلمان و منو 2 تا خواهر گلم به انگلیسی و آلمانی و زبان اشاره داشتیم نقل سر عقد رو برای یه فروشنده لباس عروس توضیح میدادیم:))قیافه اش عالی بود،چون هیچی نمیفهمید!D:
July 11, 2006
یه پیرزن نقلی دیدم موهای سفیدش رو جمع کرده بود پشت سرش داشت وسط خیابون هندونه میخریدD:
با خودم گفتم منم پیر شدم اینجوری میرم تو خیابون!!!بدون روسری!!!
ولی یعنی لذت میبرد از بی حجابیش؟؟؟
امروز یه پسر کوچولو دیدم سوار دوچرخه با لذت داشت توی این هوای گرم دوچرخه سواری میکرد .باباش هم پا به پاش میومد فکر کنم تازه یاد گرفته بود:)
یاد کوچولویی خودم افتادم و دوچرخه سواری و یاد دادن بابام که چه جوری دنبالم تو کوچه میدویید و مواظبم بود که نیوفتم:*حس غریبیه پدر و مادر بودن!من صبح داشتم فکر میکردم اگه الان بهم 1 میلیون تومن هم بدن حاضر نیستم تو این هوا برم تو خیابون راه برم!حالا این بابای مهربون یا مامان مهربون فرقی نداره برای بچه هاشون چه کار ها که نمیکنن!
July 6, 2006

یکی از مهم ترین فستیوال های جاز دنیا هر سال از 6تا 8 جولای در لوگانو در سویس برگزار میشه.پارسال ما خیلی تصادفی هم زمان با برگزاریش اونجا بودیم:)
هر چند که من خیلی جاز دوست ندارم ولی تصور کنید در یه فضای باز بشینی پیتزای خوشمزه ایتالیا یی بخوری و گارسون زیبای ایتالیایی هم برات غذا رو سرو بکنه!!!!اونوقت مگه میشه از جاز لذت نبرد!؟
برنامه از حدود ساعت 8 شروع شد و حدود 3 نیمه شب بود که دیگه شیفت گارسون ما تموم شد و ما تصمیم گرفتیم برگردیم هتلD:
یه دریاچه زیبا هم وسط شهر هستش

که من خیلی سعی کردم توش اسکی روی آب کنم ولی ساعتها اینطوری توی آب موندم:))
*قبلا هم یکم در مورد لوگانو نوشته بودم.راستش اونجا یکی از جاهایی که خیلی لذت بردم ازش و خیلی دوست دارم که بازم اونجا برم و همیشه فکر میکنم اگه یه روزی بخوام تو ایران زندگی نکنم حتما سوییس رو انتخاب میکنم:)
July 4, 2006
با احسان کلی توی خیابون ولیعصر قدم زدیم.بوی بارون میومد و بلال.پر حس زندگی بود همه چی .اینقدر با ماشین اینور و اونور رفتیم این حسهای خوب یادمون رفته بعد از مدتها از شلوغی لذت بردم:) بعدشم اومدیم خونه توی بالکن چایی خوردیم و قرار گذاشتیم یه بار زیر بارون خیس خیس بشیم:)
هوای این روزهارو خیلی دوست دارم دیروز توی استخر یهوی ابر شد و چند قطره ای هم بارون اومد!!!منم تو آب داشتم دیگه ذوق مرگ میشدم از حس خوب!
امروز دوست گلم گفت برای خونه قرمزم دعا کرده!ولی یه خورده دیگه دعا میخواد مرسی:*
از صبح دارم فکر میکنم امشب طرفدار آلمان باشم یا ایتالیا!تا این لحظه احساس میکنم ایتالیا رو بیشتر دوست دارم:)
اینم برای یادآوری حس خوب سرما!