August 7, 2006
!!!لباس عروس
دیروز با مامانم و طناز رفتیم مدل لباس عروس دیدیم!!!:) هنوز خیلی وقت مونده تا عروسیمون ولی چون طناز اینجاست دلم میخواست اونم ببینه!داداش تو کجایی آخه؟
کلی لباسهای دوخته شده زشت بودنD:اول قرار شد چند تا بپوشم تا ببینم چه مدلی بهم میاد!خیلی این سنگدوزی شده هاش با مزه بود احساس میکردی یه بار 10 کیلویی گذاشتن روی دوشت!گفتم خانم جون من دوست دارم ساده باشه یه چیز ساده بدون این جینگولها ندارین؟گفت نه!مگه بدون اینها هم میشه!!!؟(کاملا با تعجب گفت انگار که من فضایی حرف زدم)بعدش یه دامن آورد به قطر 2 متر!!!که باید زیر لباسه میپوشیدم که دامنه پف کنه که ناگهان مامانم به دادم رسید و گفت شیفون نمی خواد و من یه نفس راحت کشیدم:) خلاصه در تمام مدت یه ابروش بالا بود :)) فکر کنم تو دلش میگفت این دختره دیوانه است:) ولی خب به نظر من لباس هرچی ساده تر باشه خوشگل تر و شیک تره:)
ماجرای لباس ادامه داره ...:)


Comments (4)
salam golnaz joon .mobarake lebasi aroosi hala ba sang bi sang va... .ba nazaret movafegham har chi sadi tar bashi behtari.
August 7, 2006 21:24
داداش جونم حتی تصورش رو هم نمیتونی بکنی که چقدر دلم می خواست من هم باهاتون بودم، ولی خوب چه میشه کرد؟ میدونم که زیباترین لباس عروسی رو تو تن تو خواهم دید
گلناز: انان باز بیا :*
August 8, 2006 20:50
در مورد لباس کاری رو بکن که دوس داری و ازش لذت میبری !!
خیاط من خودش رو کشت که جینگیل و پینگیل بدوزه به لباسم اما خوشبختانه موفق شدم و نذاشتم !
من فقط شکوفه های ریز و کوچولو یه ذره رو لباسم دادم برام دوخت !!
گلناز برای عروسیت سعی کن کاری که دوس داری بکنی !
شب عروسیت ماله شما دوتاس !
باید بهترین و قشنگترین و آبی تر شب زندگیت باشه !
من خودم 6 ماهه عروسی کردم ، اما اینقدر عروسیم بهم خوش گذشت و کیف کردم که دلم میخواد هـــــــزار بار دیگه هم تکرار شه !
لباسم رو هم اینقدر دوس داشتم که شب سال نو سر سفره هفت سین پوشیدم !!!
گلناز: مرسی عزیزم از حرفهای خوبت :*
August 9, 2006 01:00
salam golnaz joon.man 12 mordade 86 aroosime.kheili delam shoor mizane ke oon chizi ke mikham nashe...
April 21, 2007 16:11