May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005


January 2008
December 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005

September 29, 2006

p26

p26.jpg
نقاشی جدیدم :)

barg.gif
دوست دارم وقتی برگها رنگی میشن و خشک.

anar.gif

اینم انار کوچولو خوشگلی های زمین تنیس:)

September 23, 2006

ich ...:)

خب بالاخره با کلی تلاش موفق شدم اسمم رو کلاس آلمانی بنویسم یعنی واقعا وسط این همه گرفتاری و کار و اینا خب جای این کلاس خالی بود مخصوصا وقتی تنها ساعتی که به تو بخوره ساعت 2-3:30 بعد از ظهر باشه:)ولی خب از نظر من خوبه مشکلی نداره:)
این روزا اینا رو دوست دارم:
خیلی امروز خوشحال شدم وقتی روی ظرف میوه روی میز نارنگی دیدم .از این مدل پوست سبزا:)خیلی دوست میدارم.
این درخت شیشه ای (کریستالی) ها رو دیدین تو بزرگراه مدرسD:؟خیلی نازن من سفیدش رو دوست دارم ولی احسان میگه رنگی ها خوبه:)
درخت انار نزدیک زمین تنیس میوه داده:)خیلی اوشله:*
بوی شامپو جدیدم معرکه اس دلم میخواد همش موهامو باز بزارم:)
امروز توی آتلیه روی یه کار جدید کار کردم،از اول با رنگ روغن شروع کردم فکر میکنم حس خوبی داره ،حس این روزهای من...

September 18, 2006

پاییز و ...

بوی پاییز میاد:)صبحها دوست دارم بیشتر بخوابم!پتوم رو بکشم سرم و از اینکه مجبور نیستم زود بیدار یشم لذت ببرم.
2-3 روز به روی خودم نمیارم که سرما خوردم،بدنم درد میکنه و شدید بی انرژی هستم.انداع و اقسام ویتامینها رو میخورم ومنتظرم ببینم کی پیروز میشه،بدن من یا این ویروس سمج:)؟
یه گرمکن خوشگل بابا جونم برام خریدهD:سورمه ای با راههای طوسی که روش نوشته enjoy sport و چقدر واقعا توی این هوا ورزش از نوع تنیسش میچسبه!
دلم برای آتلیه شدید تنگ شده،2تا اتود آماده دارم که به شدت دلم میخواد زودتر کارشون کنم.
دارم از بین نقاشیهام یه سری برای خونه ام جدا میکنم چه کار لذت بخش و سختی:) بعضی ها رو که خیلی هم دوست داشتم خیلی وقته که فروخته ام یا هدیه دادم.نمیدونم چرا هیچ وقت به ذهنم نرسیده بود که یه روزی شایددلم بخواد بزنمشون توی خونه خودم!
و شاید چند تا مخصوص خودم کار کنم:)

September 17, 2006

از عجایب روزگار:)

امروز رفته بودم خیابون شیراز که یه از این جای مسواک و صابون و این چیزا بخرم.یه دونه دیدم خیلی خیلی معمولی!یعنی شبیه بقیه بود هیچ چیز خاصی نداشت .قیمتش بود 480 هزار تومان!!!!یعنی وقتی فروشنده قیمتش رو گفت من رسما کم آوردم و وقتی از فروشنده پرسیدم این مگه از چی ساخته شده که اینقدر گرونه خیلی شیک گفت نمیدونم:)
خلاصه خیلی برام جالب بود که واقعا کی برای این 4تا تیکه که خیلی دیگه بخوای شیکان بخری باید 40 هزار تومن پول بدی حاضره اینقدر پول بده!
و خب حتما یکی پیدا میشه که بخره که اینا آوردن دیگه:)

September 15, 2006

23.6.85

اول از همه تولد عشق زندگیم مبارک:*
دوم اینکه معجزه ای که میخواستم اتفاق افتاد!در عرض یک روز!!!یه پری مهربون پیدا شد البته خیلی کپل نبود ولی چوب جادویی داشت و کار مارو راه مینداخت:)(بعدا بیشتر در موردش میگم:)
سوم امروز یکی از بهترین روزهای زندگی من و احسان بود،بسی خوش گذشت:*

September 13, 2006

22.6.1385

آئینه و شمدان خریدیم:)

September 12, 2006

معجزه

دلم یه معجزه کوچولو میخواد!چی میشد اگه یدونه از این پری کپل ها که توی سیندرلا و زیبای خفته هستند میومدند و یه دور!فقط یه دور اون چوب کوچولوی جادویی رو میرخوندند؟
فک کن:) بی بیدی بابیدی بو!!!!

September 11, 2006

شوک

گاهی یه چیزی لازمه که ببینی کجایی!کجای کارو داری اشتباه میکنی،شاید یه حرف،یه نگاه ،یه مدت زمان نمیدونم یه شوک!
الان خیلی بیشتر به خودم احساس نزدیکی میکنم،کلی احساس خوشایند دارم.این منم!گلناز پر از انرژی ،چیزی که همیشه از خودم یادم میاد!
کسی که دوست داره کارهاشو خودش انجام بده !
عشق نقاشی،عاشق آتلیه!
با حوصله!
دوست دارم حریم خصوصیم حفظ بشه:)

September 09, 2006

X-(

متنفرم از وقتی که در آخرین لحظه خمیر دندون بچکه رو لباسم!!!

September 08, 2006

این روزا

این روزا حال و روز عجیبی دارم.فکر میکنم.اتود میزنم،سخت نمیگیرم،استراحت میکنم،ورزش میکنم،میخورم،عصبی میشم،آشپزی میکنم،سفره عقدمو درست میکنم،رژیم میگیرم،شکلات میخورم،مشکلاتمو به روی خودم نمیارم،دنبال خونه نمیگردم!و...
این روزا حال عجیبی دارم:)

*دلم تنگ شد بیا دیگه زود!

September 07, 2006

[11]

11.jpg

خب بالاخره راهش انداختیم.یه دفتر کوچولوی گرافیکی:).سایتش www.11graphicdesign.com هنوز کامل نیست ولی ما کار قبول میکنیم:)

September 04, 2006

مدل و نقاشی

moch3.jpg

خب من اصلا تصور نمیکردم که عکس العمل موچان اینقدر بامزه و هیجان انگیز باشه:)اول یکم به تابلو نگاه کرد بعدش گفت منه؟کلی هم بالا و پایین پرید .علاقه خاصی هم به پشتش داشت همش میگفت نی نی نبود (یعنی نی نی نیست)نمیدونم شاید فکر میکرد الان یکی از توش در میاد:)

moch2.jpg

یک سری هم اصرار داشت توپو از تابلو بکشه بیرون:))

mochi1.jpg

خلاصه یکی از معدود نفراتی بود که از دیدن تابلوش اینقدر ذوق زده و خوشحال شد.
شایدم اصلا نفهمید قضیه چی به چیه ولی همین که کلی کیف کرد برای من بس بود:)

September 03, 2006

یاس نقاشی

امروز داشتم یکم رنگهامو جمع و جور میکردم ببینم چی دارم چی ندارم!بعدش ناگهان دچار یاس شدیدی شدم چون اصولا یکی 2تا رنگم باهم تموم میشه و منم راحت میرم می خرم:)ولی امروز یهویی دیدم 14 تا رنگ جدید باید بخرم!!!
تازه هفته پیش تولد بابام بود!تولد احسانم نزدیکهD:وضع کاری(گرافیکی) هم خوب نیست خلاصه نقاشی ها حراجه!اگر کسی خواست ایمیل بزنه :)
دیگه اینکه دارم دنبال موضوع میگردم برای یه دوره جدید!خوشحال میشم پیشنهاد بدین،خودم یه فکرایی کردم ولی دوست دارم بازم پیشنهاد بشنوم:)

*حالم خوبه:)

انرژی

هنوز انرژی دارم!چی میگی حالا؟