خب بالاخره با کلی تلاش موفق شدم اسمم رو کلاس آلمانی بنویسم یعنی واقعا وسط این همه گرفتاری و کار و اینا خب جای این کلاس خالی بود مخصوصا وقتی تنها ساعتی که به تو بخوره ساعت 2-3:30 بعد از ظهر باشه:)ولی خب از نظر من خوبه مشکلی نداره:)
این روزا اینا رو دوست دارم:
خیلی امروز خوشحال شدم وقتی روی ظرف میوه روی میز نارنگی دیدم .از این مدل پوست سبزا:)خیلی دوست میدارم.
این درخت شیشه ای (کریستالی) ها رو دیدین تو بزرگراه مدرسD:؟خیلی نازن من سفیدش رو دوست دارم ولی احسان میگه رنگی ها خوبه:)
درخت انار نزدیک زمین تنیس میوه داده:)خیلی اوشله:*
بوی شامپو جدیدم معرکه اس دلم میخواد همش موهامو باز بزارم:)
امروز توی آتلیه روی یه کار جدید کار کردم،از اول با رنگ روغن شروع کردم فکر میکنم حس خوبی داره ،حس این روزهای من...
بوی پاییز میاد:)صبحها دوست دارم بیشتر بخوابم!پتوم رو بکشم سرم و از اینکه مجبور نیستم زود بیدار یشم لذت ببرم.
2-3 روز به روی خودم نمیارم که سرما خوردم،بدنم درد میکنه و شدید بی انرژی هستم.انداع و اقسام ویتامینها رو میخورم ومنتظرم ببینم کی پیروز میشه،بدن من یا این ویروس سمج:)؟
یه گرمکن خوشگل بابا جونم برام خریدهD:سورمه ای با راههای طوسی که روش نوشته enjoy sport و چقدر واقعا توی این هوا ورزش از نوع تنیسش میچسبه!
دلم برای آتلیه شدید تنگ شده،2تا اتود آماده دارم که به شدت دلم میخواد زودتر کارشون کنم.
دارم از بین نقاشیهام یه سری برای خونه ام جدا میکنم چه کار لذت بخش و سختی:) بعضی ها رو که خیلی هم دوست داشتم خیلی وقته که فروخته ام یا هدیه دادم.نمیدونم چرا هیچ وقت به ذهنم نرسیده بود که یه روزی شایددلم بخواد بزنمشون توی خونه خودم!
و شاید چند تا مخصوص خودم کار کنم:)
امروز رفته بودم خیابون شیراز که یه از این جای مسواک و صابون و این چیزا بخرم.یه دونه دیدم خیلی خیلی معمولی!یعنی شبیه بقیه بود هیچ چیز خاصی نداشت .قیمتش بود 480 هزار تومان!!!!یعنی وقتی فروشنده قیمتش رو گفت من رسما کم آوردم و وقتی از فروشنده پرسیدم این مگه از چی ساخته شده که اینقدر گرونه خیلی شیک گفت نمیدونم:)
خلاصه خیلی برام جالب بود که واقعا کی برای این 4تا تیکه که خیلی دیگه بخوای شیکان بخری باید 40 هزار تومن پول بدی حاضره اینقدر پول بده!
و خب حتما یکی پیدا میشه که بخره که اینا آوردن دیگه:)
دلم یه معجزه کوچولو میخواد!چی میشد اگه یدونه از این پری کپل ها که توی سیندرلا و زیبای خفته هستند میومدند و یه دور!فقط یه دور اون چوب کوچولوی جادویی رو میرخوندند؟
فک کن:) بی بیدی بابیدی بو!!!!
گاهی یه چیزی لازمه که ببینی کجایی!کجای کارو داری اشتباه میکنی،شاید یه حرف،یه نگاه ،یه مدت زمان نمیدونم یه شوک!
الان خیلی بیشتر به خودم احساس نزدیکی میکنم،کلی احساس خوشایند دارم.این منم!گلناز پر از انرژی ،چیزی که همیشه از خودم یادم میاد!
کسی که دوست داره کارهاشو خودش انجام بده !
عشق نقاشی،عاشق آتلیه!
با حوصله!
دوست دارم حریم خصوصیم حفظ بشه:)
این روزا حال و روز عجیبی دارم.فکر میکنم.اتود میزنم،سخت نمیگیرم،استراحت میکنم،ورزش میکنم،میخورم،عصبی میشم،آشپزی میکنم،سفره عقدمو درست میکنم،رژیم میگیرم،شکلات میخورم،مشکلاتمو به روی خودم نمیارم،دنبال خونه نمیگردم!و...
این روزا حال عجیبی دارم:)
*دلم تنگ شد بیا دیگه زود!

خب بالاخره راهش انداختیم.یه دفتر کوچولوی گرافیکی:).سایتش www.11graphicdesign.com هنوز کامل نیست ولی ما کار قبول میکنیم:)

خب من اصلا تصور نمیکردم که عکس العمل موچان اینقدر بامزه و هیجان انگیز باشه:)اول یکم به تابلو نگاه کرد بعدش گفت منه؟کلی هم بالا و پایین پرید .علاقه خاصی هم به پشتش داشت همش میگفت نی نی نبود (یعنی نی نی نیست)نمیدونم شاید فکر میکرد الان یکی از توش در میاد:)

یک سری هم اصرار داشت توپو از تابلو بکشه بیرون:))

خلاصه یکی از معدود نفراتی بود که از دیدن تابلوش اینقدر ذوق زده و خوشحال شد.
شایدم اصلا نفهمید قضیه چی به چیه ولی همین که کلی کیف کرد برای من بس بود:)
امروز داشتم یکم رنگهامو جمع و جور میکردم ببینم چی دارم چی ندارم!بعدش ناگهان دچار یاس شدیدی شدم چون اصولا یکی 2تا رنگم باهم تموم میشه و منم راحت میرم می خرم:)ولی امروز یهویی دیدم 14 تا رنگ جدید باید بخرم!!!
تازه هفته پیش تولد بابام بود!تولد احسانم نزدیکهD:وضع کاری(گرافیکی) هم خوب نیست خلاصه نقاشی ها حراجه!اگر کسی خواست ایمیل بزنه :)
دیگه اینکه دارم دنبال موضوع میگردم برای یه دوره جدید!خوشحال میشم پیشنهاد بدین،خودم یه فکرایی کردم ولی دوست دارم بازم پیشنهاد بشنوم:)
*حالم خوبه:)