September 18, 2006
پاییز و ...
بوی پاییز میاد:)صبحها دوست دارم بیشتر بخوابم!پتوم رو بکشم سرم و از اینکه مجبور نیستم زود بیدار یشم لذت ببرم.
2-3 روز به روی خودم نمیارم که سرما خوردم،بدنم درد میکنه و شدید بی انرژی هستم.انداع و اقسام ویتامینها رو میخورم ومنتظرم ببینم کی پیروز میشه،بدن من یا این ویروس سمج:)؟
یه گرمکن خوشگل بابا جونم برام خریدهD:سورمه ای با راههای طوسی که روش نوشته enjoy sport و چقدر واقعا توی این هوا ورزش از نوع تنیسش میچسبه!
دلم برای آتلیه شدید تنگ شده،2تا اتود آماده دارم که به شدت دلم میخواد زودتر کارشون کنم.
دارم از بین نقاشیهام یه سری برای خونه ام جدا میکنم چه کار لذت بخش و سختی:) بعضی ها رو که خیلی هم دوست داشتم خیلی وقته که فروخته ام یا هدیه دادم.نمیدونم چرا هیچ وقت به ذهنم نرسیده بود که یه روزی شایددلم بخواد بزنمشون توی خونه خودم!
و شاید چند تا مخصوص خودم کار کنم:)


Comments (9)
مگه شما بلاخره موفق به خرید اون خونه مورد علاقتون شدید.(یادته که ؟یه خونه میخواستی با یه بالکن کوچولوبا یه شومینه نقلی به همراهیه آشپزخونه ای که کاشی های اون خوشگل و مامانی باشه )گلی جونم به نظر من اگه یه سری کار مخصوص خونه خودتون (خونه تو و احسان) بکشی خیلی کیفش بیشتره(یه خونه خوشگل کوچولوی جدید با یه زندگی نو و تازه با یه سری نقاشی مخصوص این آغازعشقولانه...* خیلی خوشگل میشه نه؟
September 18, 2006 20:51
سلام
نقاشیهات شاهکاره. سبکش یه جورایی با حاله
من می شناسمت. در واقع خواهر هاتو میشناسم. یه موقعی باهاشون همکار بودم. بهشون سلام برسون. فقط خواستم بگم نقاشیاتو دوس دارم. موفق باشی. فرناز
گلناز: مرسی:* ولی هر چی فکر میکنم فرناز که همکار خواهری ها باشه یادم نمیاد چرا؟
September 18, 2006 21:42
امان از این خواب آلودگی صبحها! ایشالا زود سرما خوردگیت خوب بشه و برگردی سر کارایی که دوست داری
:)
گلناز: مرسی ولی هنوز سرما نخوردما:)
September 18, 2006 22:46
چون من فقط یکسال اونجا کار می کردم. ازشون بپرس خب ! :)
anyway i wish u all 3 good luck in life! :)
September 19, 2006 15:08
gofi sofre aghdedo khodet dorost mikoni na?mishe badana axesho bezari mikham bedunam ye khanume graphist ya bishtar naghash che joori inkaro mikone...naghashiat kheyli ba namakan!
گلناز:حتما عکس میذارم بعدا دوست بی نام و نشون:)
September 19, 2006 20:43
تنیس در این روزها فقط 1 ساعت اول صبح خوبه وگرنه دوباره آفتاب و همون آش و همون کاسه هست!;)
September 20, 2006 12:38
shoma ahle kandelus hasted?
گلناز: نه:)چرا این فکر رو کردی؟
September 22, 2006 03:50
چه خوب ! از نوشته هات این جور به نظر میاد که پر از انرزی هستی و این خیلی خوبه . امیدوارم این شادی همیشه در وجودت باشه
September 22, 2006 23:30
چند ماه می شد که به وبلاگت سر نزده بودم.خوشحالم که دوباره سر زدم!ا ;)
October 4, 2006 14:45