October 10, 2006
واقعیت تلخ
دیروز با مامانم یه جایی قرار داشتم وقتی که رسیدم پیداش نکردم یه خانمی اونجا بود گفت دنبال یه خانم مسن میگردی؟منم گفتم نه!!!گفت آخه یه خانم با مانتو طوسی اینجا بود گفتم شاید مادر شما باشه.گفتم خودشه!
نمیدونم به نظرم مسن نمیاد،مامان کپلی من همیشه فکر میکنم نهایت 40 سالشه:)ولی خطوط چهره اش یه چیزای دیگه میگه انگار :(
من که دوستش میدارم و به نظر من شدید جوونه حالا میخواد 40 سالش باشه یا 60 سال:)


Comments (7)
میفهمم چی میگی گلی جون. من این حس رو وقتی پیدا کردم که با مامانم رفته بودم خرید و پسر فروشنده بهش میگفت "مادر" ولی باهات موافقم که مامانها برای ما همیشه و همیشه جوونند
:)
October 10, 2006 11:53
مهم دله !
گلناز:وای عمو بالاخره کامنت گذاشتی:)؟
October 10, 2006 12:40
اگه دیدمونو نسبت به مسن بودن عوض کنیم دیگه اینجوری نمیشیم.
October 10, 2006 13:59
وای داداش جونم، دلم به درد اومد. واقعأ لازمه آدم به همه واقعیتهای تلخ نگاه کنه؟؟
October 12, 2006 17:20
مهم اینه که دلش جوان باشه !!1
October 13, 2006 18:15
من که هر وقت با مامانم میریم بیرون هر جا که میریم کسی فکر نمیکنه که مامانمه . همه فکر میکنن که خواهر بزرکمه . مامانم هم کلیییییییی حال میکنه .
October 13, 2006 23:56
خدا برات نگهش داره
هميشه دوستش داشته باش
تا مثل من كه ندارم حسرت نخوري
http://barandaz.blogfa.com
خدافظ
October 14, 2006 16:59