یخچال
دیروز از یخچالمون با بابا و احسان با آبمیوه گیری آب خوردیم و یخ!!!اینقدر ذوق کردیمD:
تو خونه خودموناااااااااااا!!!!:)
منصور نصیری
لولیان بلوط daily dose of imagery یه جای امن برای درد و دل خورشیدخانوم فریاد نامه داوود نوشت مریم گلی زن نوشت پینکفلویدیش سمیالیسم غلاف تمام فلزی سرزمین رویایی کسوف حسن سربخشیان عقاید یک احسان امیدک ارزیابی شتابزده خرمگس پی براه نفس عمیق گالری الهه پرشین تولز مامان روژینا من، خودم و احسان چرندیات No Words دریازده آدم نصفه نیمه Haditoons اشکان خواجه نوری ماهی دودی خانه هنرمندان by BlogRolling May 2008 April 2008 March 2008 February 2008 January 2008 December 2007 October 2007 September 2007 August 2007 July 2007 June 2007 May 2007 April 2007 March 2007 February 2007 January 2007 December 2006 November 2006 October 2006 September 2006 August 2006 July 2006 June 2006 May 2006 April 2006 March 2006 February 2006 January 2006 December 2005 January 2008 December 2007 October 2007 September 2007 August 2007 July 2007 June 2007 May 2007 April 2007 March 2007 February 2007 January 2007 December 2006 November 2006 October 2006 September 2006 August 2006 July 2006 June 2006 May 2006 April 2006 March 2006 February 2006 January 2006 December 2005 |
November 26, 2006یخچالدیروز از یخچالمون با بابا و احسان با آبمیوه گیری آب خوردیم و یخ!!!اینقدر ذوق کردیمD: November 25, 2006شاهکار هنریدیروز داشتم توی آتلیه دنبال یه بوم کوچیک میگشتم یهوی یه بوم پیدا کردم ولی دلم نیومد روش کار کنم!آخه یه داستانی داشت:)
و جالبتر از همه اینکه دیروز احسان نقاشیو دید گفت این چیه کشیدی؟گفتم شمال کشیدم خوبه؟گفت آره !!!بعدش گفتم این همونه که امیر کشیده بود !!!گفت دیدم چقدر افتضاحه!:))) November 19, 2006نونوایی:)توی خونه ما همیشه بابام نون میخره!یعنی از وقتی که من یادم میاد!9-10ساله که بودم گاهی میرفتم با پسر خاله ام نون میخریدیم!ولی بعد ار اون تا دیروز نون نگرفته بودم! November 17, 2006هفته سوم!یک هفته دیگه هم گذشت!این هفته یکم سختتر بود نسبت به هفته های قبل چون انرژیم دیگه رسما کم اومده!تنها کار مفیدی که انجام دادم این بود که زنگ زدم مامانم اینقدر ناله کردم که یکم بلیطش رو انداخت جلو:) بازم ابرها !
چند روزه خیلی به ابرها نگاه میکنم .خیلی دوست دارم توشون شکلهای مختلف پیدا کنم .گاهی صبحها توی بزرگراه وقتی آسمون تمیزه بعضی هاشون خیلی کپل و سفید میشن !البته ابرهای رنگهای دیگه رو هم دوست دارم مثل غروبها که گاهی صورتی یا بنفش میشن !
ولی این سفید کپلها یه دنیای دیگه است:) November 14, 2006رنگ میخوام!روزها هم چنان داره تند تند میگذره!خیلی دلم میخواد یه وقت کوچو پیدا کنم و یه مسافرت چند روزه برم شمال !همه چیو فراموش کنم و برم وسط رنگها!فکر میکنم الان درختها حسابی رنگارنگ و زیبا شدند...و چقدر دلم تنگ شده که برای نقاشی وسط دل طبیعت...طبیعتی که تا چشم کار میکنه درخته و کوه و برگ و رنگ و رنگ...فقط رنگ November 09, 2006تجربه های هفته دومهمین طور تند تند دارن روزا میگذرند من نمیدونم چرا اینقدر دور زندگی تند شده! November 07, 2006copyright !!!امروز یه ایمیل به دستم رسید نمی دونستم باید خوشحال باشم یا ناراحت! salam khanom vala.man daneshjoye graphicam.chand ta az naghashihatoon ro dar kar hendesh noghoosh estefadeh kardam va nomreye 20 ro baram avord. goftam khaki az lotf nist ye tashakory azatoon bekonam.karhatoon ro tahsin mikonam. movafgh bashid November 06, 2006نقاشیهای خونمون
گفتم دوست دارم چند تا نقاشی کنار هم بکشم برای خونمون که یکم دکوراتیو باشه!اینم نقاشیها:*فکر کنم با یه قاب ظریف خوب بشن. November 05, 2006گلهای قرمز
این گلها رو خیلی دوست دارم ،بزرگ و خوشرنگن:) باغبون میگفت اسمش گل کوکبه!
خیلی جالبه که تو این سرما اینا اینجور گل میدن:) November 02, 2006تجربه های جدیدیک هفته ای میشه که مامانم رفته پیش خواهر جونام!منم امور خونه رو به دست گرفتم !!!یکی از کارهای سخت سیر کردن 2 مرد گشنه است(پدر بزرگوار و نامزد عزیز) :) منم که با سرعت نور همه چی رو آماده میکنم !!!2ساعت طول میکشه یه پیاز رنده کنم!یعنی همه اولش اینجورین؟ November 01, 2006home sweet homeاینقدر این چند روز گرفتار شدم که وقت نکردم خبر به این مهمی رو اینجا بنویسم که بالاخره بعد از 5 ماه گشتن ما خونه دار شدیم و شنبه رسما مال ما شد!:)کلی خوشگله و من خیلی دوستش دارم تمام چیزهایی هم که دوست داشتم یه خونه داشته باشه داره!دارم لحظه شماری میکنم برای اینکه توش زندگی کنیم:*راستی لیلی از کجا میدونستی نمای خونه مثلiDEATH نارنجی میشه:)؟؟ |