February 6, 2007
نزدیک دیزین
امروز با خواهر جونم تلفنی حرف میزدم غر میزد که چرا وبلاگ نمینوسی؟ راستش سرما خوردم باز نوشتنم نمیاد:( نمیدونم چرا اینقدر مریض میشم!
فعلا این چندتا عکس رو داشته باشید تا بعد:)

2هفته پیش با خانواده رفتیم طرفهای دیزین !همه جا پر از برف بود و سفید پوش

یک لبوی شدید خوشمزه هم اونجا خوردیم جای همگی خالی!واقعا لبو فروشه عجب جایی رو انخاب کرده بود به نظر من درآمدش عالی بود:)

چند نفری هم داشتن اونجا صخره نوردی میکردن!!!دوست ندارم صخره نوردی ولی دیدنشون از نزدیک خالی از لطف نبود.

من قندیل هاشو خیلی دوست داشتم ،دلم میخواست بکنمشون!آخه من عاشق یخم ولی خب ترسیدم جونور روشون جیش کرده باشه D :


Comments (2)
اينجا دربند سر نيست؟
February 6, 2007 21:48
من عاشق اين عكس لبو شدم
February 14, 2007 09:44