February 23, 2007
غلتک
زندگی روی غلطکه!
کار کار کار:)حال و زندگیییییییییییی شدید:)نقاشی نقاشی!!با یه کمی آلمانی.
ایته این روزای من:*
زندگی روی غلطکه!
کار کار کار:)حال و زندگیییییییییییی شدید:)نقاشی نقاشی!!با یه کمی آلمانی.
ایته این روزای من:*
Comments (7)
تا باد چنین بادا . . . :)
February 23, 2007 14:25
برای ما که شده هفته ای هشتاد و هشت ساعت!
فرقش هم اینه که آدم از نقاشی زیاد خسته نمیشه چون تووش یه لذت آفرینش و خلق کردن هم هست ... اما برای ما ... شده همش کار ملت رو راه انداختن
گلناز:یه جورایراست میگی ولی خوب من به جز نقاشی کار هم میکنم:)
February 23, 2007 18:29
موفق باشی و شاد همیشه..
گلناز:مرسی عزیزم:)
February 23, 2007 23:26
سلام دوست عزیز
خوب هستید؟من قبلاْ هم مزاحم شما شدم همیشه وبلاگتون رو میخونم
ببخشید که دوباره مزاحم میشم
میخواستم بپرسم شما سایت تبلیغاتی طراحی میکنید؟
من در بندرعباس هستم
و میخوام یک سایتی داشته باشم که تبلیغات اینترنتی را جذب کنم و این سایت یک سایت مرجع باشه و اخبار واطلاعات از بندرهم داشته باشه
میشه قیمت و همین طورمدت زمانی که وقت می بره را بهم بگین؟ممنون میشم
قربان شما
نازنین
گلناز:برات ایمیل زدم:)
February 24, 2007 00:47
من بیشتر اوقات فکر می کنم این غلطک زندگیه که روی منه و داره ورزم می ده تا برای مرگ یه غذای خوب و خوشمزه بشم
گلناز:ای بابا ایشالا بیای روی غلطک :)
February 24, 2007 08:19
خوشحالم گلناز جان، برای تو و احسان که زود با شرایط تازه وفق پیدا کردید.
راستی یادت نره ثبت نام کلاس رو بهم بگی ها. مرسی
February 24, 2007 11:16
ای دختر حواس پرت، البته باید حدس میزدم که اول زندگی آدم یه نموره حواس پرتی مزمن میگیره، اونم خاصیت زندگی مشترکه، نگران نباش زود رفع میشه. پس کلاسا رفت واسه 4 یا 5 ماه دیگه، نه؟
February 25, 2007 07:34