March 27, 2007
خیلی روزهای خوبیه ،فقط دارم خستگی در می کنم.کلی با احسان خوش میگذرونیم.عید دیدنی میریم،کادو میگیریم ،کادو. میدیم،عید دیدنی میان خونمون!پارک میریم،1000 ساعت در روز می خوابم!!! ژله درست میکنم:)غذا میپزم!غذا رو میسوزونم:))زیر بارون با 2تا دوست خوب خیس میشم،!سری جدید کتابهای هنک رو میخونم!هر روز به خودم میگم آلمانی بخونم که نمیشه!هر روز میخوام نقاشی کنم نمیشه:)
فقط تنبلیم میاد بد مدل:)
بارون که میاد کیف میکنم یواشکی پنجره رو باز میکنم نفس میکشم!گلهایی که از باغ گل خریدم هنوز سر حال هستند هر کی میاد خونمون تعجب میکنه که چجوری بعد از 8 روز گلها خوب و سرحالند:)
تو روزهای بهاری من خوبم!خیلی خوب:)
March 20, 2007
امسال رو دوست دارم یه حسی بهم میگه قراره اتفاقهای خوب خوب توش بیوفته:)
اینم 7سین من:

راستی امسال سال خوکه میگن از نشانه هاش برکت و فراوانیه!امیدوارم:X

عید همه مبارک:)

امروز رفتیم باغ گل:)نمیدونم چجوری تونستم صبح روز تعطیل ساعت 6 از خواب بیدار بشم !شاید چون همش به این فکرمیکردم که بعدش خونمون کلی خوشگل میشه!

خیلی فضای خوب و لذت بخشی بود،همه خوشحال بودن و هر کسی که از باغ میومد بیرون یه بغل گل دستش بود

عکسها خیلی خوب نشد چون دستهام پر بود از گل:)فقظ خواستم یکم حال و هوا را نشون بدم:)
اینم چند نما از گلهای خونه:



البته 6-7 تا دسته گل دیگه هم خریدیم که دیگه عکسهاشونو نذاشتم;)
March 11, 2007
طبق معمول ماههای گذشته که بین 15 تا 20 ماه باید سرما بخورم مریضم!واقعا دیگه خسته شدم!بگذریم!
امروز سبزه انداختم!احسان دوست داشت از اونا باش که سرش فرفریه!منظورش عدسه!:*
یک سری طراحی جدید کردم که خودم خیلی دوستشون دارم:)وقتی با1 Sketching مقایسه میکنم بیشتر خوشوم میاد:)

March 5, 2007
دچار یه مشکل بزرگ شدم !همش دیرمه !یعنی اولش کلی وقت دارم همه چی خوب و مرتبه بعدش یا سرم به یه چیزی گرم میشه یا خودم الکی گرمش میکنم که در نهایت یهویی میبینم فقط 5 دقیقه وقت دارم که از این سر شهر برم اونور شهر!
هر کاری هم میکنم هیچ مدله موفق نمیشم که سر وقت برسم!
به نظر من مزخرف ترین چیز توی دنیا سیاسته!نه ازش سر در میارم نه دلم میخواد که سر در بیارم همش به نظرم یه بازی مسخره و ترسناک میاد تو مایه های فیلم وحشتناک که دلم نمیخواد هیچ وقت ببینم!
حالا من مثل یه نی نی غر غرو فقط دوستمو میخوام همین!!!!
مرتبط!
March 3, 2007
دیروز با احسان رفتیم برای 7سین خرید کردیم!یه تنگ آبی خریدم که روش ماهی های قرمز شیشه ای داره.با 6 تا کاسه کوچولو اندازه مورچه و یه سینی کوچولوی آبی اونم شیشه ای!نمیدونم چرا یهویی همش آبی شد :)ولی خب دوستش داریم!نمیدونم کی سبزه بندازم!فکر کنم الان دیگه کم کم وقتشه چون که هوا خیلی سرده!یا دیرتر؟
من دوست دارم الان ماهی قرمز بگیریم ولی احسان میگه زوده!حالا یکم دیگه صبر میکنیم:) وای این بچه ماهی هارو دیدین آخه اندازه مورچه اند!شایدم یکم کوچولوتر!خیلی جالبن:)
دیروز رفتم خونه دوستم که نی نی دار شده نی نی شبیه رز صورتی بود!جدی میگم !!!اسمش هم شد گلنار!شبیه اسم من،با یه نقطه تفاوت:)
جشنواره انیمیشن هم تموم شد و من خیلی شادمان شدم که تونستم The Danish Poetرو ببینم خیلی ماجرای عشقولانه خوبی داشت :)