May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005

September 08, 2007

روزمره

خسته ام و بی انرژی !دیروز یک نفر هر چی انرژی داشتم بلعید!نمیدونم چجوری اینکارو میکته ولی خیلی دلم میخواد تلافی کنم:)
دوستم کامنت گذاشته چطوری؟مم...؟راستش نمیدونم چطورم!دیروز بد بودم امروز بهترم خیلی دلم میخواد فردا بهتر باشم!
دارم یه سری تصمیم گنده میگیرم که خیلی سختمه.نمیدونم راه درست چیه...گیجم!
فقط از یه چیز خوشحالم اونم اینکه احسان از دور مواظبمه:)
دیگه اینکه حال گلها رو پرسیده بودید!خب گل ندادند!4 ماه گدشت و بعد هم خشک شدند!!!منم برای اینکه زیاد حرص نخورم سریع گل جدید کاشتم!گل ناز!صورتی و کوچولو هستن دوستشون دارم!شبها میخوابن و صبحها بیدارن!:)
دیگه اینکه کلاس آلمانی رو تابستون تعطیل کردم که شدیدا پشیمونم !چون فکر میکردم تابستون میرم سفر که خدا رو شکر هیچ جا نرفتیم:)
امروز خونه بودم !دارم سعی میکنم سالاد سیب زمینی درست کنم!ولی نمیدونم بدون پیازچه و جعفری چجوری میشه:) و احسان همچنان داره دنبال پیازچه میگرده:))!!!