April 25, 2008
بدون شرح:)
خواهر جونم داره دیگه کم کم میره و ما داریم روزای آخر خودمونو خفه میکنیم باهم:) امروز هم در راستای خفه کردن مایو پوشیدیم و رفتیم توی بالکن آفتاب بگیریم البته کلی سعی کردیم خودمونو با گلها استتار کنیم که همسایگان خیلی خوشحال نشند:) خلاصه کلی روغن مالییدیم به خودمونو هر 5 دقیقه یکبار هم همدیگر رو چک میکردیم که ببینیم سوختیم یا نه!یه لگن هم آب کردیم به عنوان مینی استخر:))) و البته هی هم میرفتیم دوش میگرفتیم:)که ناگهان آب خونمون قطع شد !!! حالا تصور کنید قیافه های چرب چیلی ما 2تا رو :)!!!


Comments (4)
اتفاقا دیدمتون استتارتون خوب نبود چندان! به یک بار دیدن می ازید ولی از سر بی کاری بیشتر دیدمتون!
گلناز: خدایی من هیچی ولی شیکم حامله خواهرم 1000 بار دیدنش بیشتر میارزه:)
April 25, 2008 20:41
دختر عمه !
مواظب ارنست باشین یهویی گرما زده نشه !
گلناز: نه ارنست کلی حال کرد هی میگفت مرسی خاله:)))
April 26, 2008 10:51
migam, ernest (age esme nini-e tannaz-e) gf daare? age na, aks befrestam? :D
گلناز: این اسم رو امیر براش گذاشته به محض اینکه جنسیتش معلوم شد خبرت میکنم:) کی بهتر از دوست خاله :))
April 26, 2008 20:36
آقا جنس پسره مثکه !
یعنی بابای جنس ! امشب در سونوگرافی تشخیص دادن که بچشون گویا چیزهایی دارند !
خلاصه دوست خاله بجنب که ارنست رو دارن می برن خارجه و شاید دیگه دستت بهش نرسه ها ;)
April 28, 2008 00:58