May 14, 2008
park:)

خب اینجا جای دوری نیست پارک ساعیه:)

شدیدا پیشنهاد میکنم که این روزا و این هوا رو از دست ندید!

ادامه بی ربط:دارم فکر میکنم که گلدون رو بندازم دور یا با یه همسایه دیگه دست به یکی بشیم و یه کار دیگه بکنیم؟مینویسم چه کردم!!!

خب اینجا جای دوری نیست پارک ساعیه:)

شدیدا پیشنهاد میکنم که این روزا و این هوا رو از دست ندید!

ادامه بی ربط:دارم فکر میکنم که گلدون رو بندازم دور یا با یه همسایه دیگه دست به یکی بشیم و یه کار دیگه بکنیم؟مینویسم چه کردم!!!
همسایه ما یه گلدون مصنوعی!!! خیلی وحشتناک گذاشته توی راهرو خونمون،که روشونم جوجه مصنوعی گذاشته!!من از گلدونه خیلی بدم میاد حالا نمیدونم چجوری بهش بگم که بهش بر نخوره:(
خودم فکر کردم خیلی با اعتماد به نفس و مهربون بگم همسایه عزیزم من از این گلدون خوشم نمیاد میشه برش داری:) (یا لبخند) ولی احسان میگه زشته ناراحت میشه!نمیدونم چه کنم:( ؟

این استخر!!! رو تازه گرفتم گذاشتم توی بالکن مامانم اینا:) البته از روزی که من اینو گرفتم آسمون هم بازیش گرفته و همش ابره ولی یه روز که رفتم توش خیلی لذت بخش بود:)
گاهی اوقات نسبت به بعضی آدمها حسهای متفاوتی دارم بعضی ها خیلی برام مهم هستند و اوصولا این حسها پایدار میمونند.خیلی برام عجیبه وقتی حسم تغییر پیدا میکنه و اینقدر متفاوت میشه .بعدش همش دنبال اون حس قدیمی میگردم که توی اون آدم پیداش نمیکنم... این حس رو خیلی دوستش ندارم ولی تجربه جالبیه یه جور رهاییه...