ERROR: Blogroll is currently inaccessible
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005


September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005

August 31, 2008

عینک

من از پارسال هی خواستم به روی خودم نیارم که عینکی شدم!ولی چند ماه پیش دیدم دیگه رسما مونیتور رو نمیبینم رفتم دکتر گفت به سلامتی شماره چشمت هم زیاد شده دیگه حالاباید عینک بزنم! موقع کار با کامپیوتر حتما!نقاشی کوچیک حتما!تلویزیون گاهی!کتاب گاهی..:)

August 23, 2008

گرفتن حق!

دیروز کلی مهمون داشتم .یکی از مهمونها یه پسر کوچولو7 ساله داشت که من همیشه عکسشو دیده بودم و دوستش داشتم.موقع پذیرایی داشتم بشقاب میداشتم براش گفت آبیش رو میخوام!!!منم براش آبیه رو گذاشتم.:)
نمیدونم چرا حواس همه همش پرت میشد و بشقاب این بچه رو بر میداشتن!هر دفعه هم با جدیت میگفت بشفقاب منو بدین!
ازش پرسیدم میخوای چیزی بخوری؟گفت :نه!ولی بشقاب که باید داشته باشم!آبی هم باشه لطفا!!!
خلاصه که من خیلی حال کردم باهاش که از این سن می تونه حق خودش رو بگیره.وقتی سر این چیرای کوچیک میتونه اینکارو بکنه مطمئنم در آینده چیزای بزرگتری رو میگیره:)

August 20, 2008

پاییز نزدیکه:)

fall.jpg *

اول شهریوره و من بوی پاییز می شنوم!نمیدونم به خاطر اینکه صبح زود بیدار میشم و هوا هنوز تاریکه!یا به خاطر کولریه که از شب روشن مونده و یادم رفته خاموش کنم!یا به خاطر نارنگی های بی موقعی که الان اومده!!!!:) هر چه که هست من خیلی حس اومدن پاییز رو دارم ...
پاییز رو از بین فصلها بیشتر دوست دارم!پر از رنگ،بارون و هوای خوب...پر ازحسهای رومانتیک!البته به شرطی که یکی باشه که باهاش بری از هوای 2 نفره استفاده کنی!!!وگرنه پاییز خیلی غم انگیز میشه!

* رفتم پیشوازD:

August 15, 2008

یار مست و ....

دیشب رفتم کنسرت گروه شمس!عنوان برنامه «برآفتاب خلیج فارس» بود که در كاخ سعدآباد برگزار می‌شد. گروه موسیقی شمس با برگزاری كنسرت و با زبان موسیقایی، با عنوان«خلیج عربی» به جای «خلیج فارس» مخالفت خود را خواسته که اعلام کنه!
ولی اتفاقی که افتاده بود و کل گروه رو خیلی پکر کرده بود این بود که(این جور که من شنیدم!شاید اصلش جور دیگه ای باشه) 2 ساعت قبل از اجرای برنامه بهشون میگن که گروه رقصنده هاشون که از ترکیه اومده بودن برای اجرای سماع اجازه کار ندارن!!!
من پارسال هم برنامه شون رو دیده بودم و واقعا با اون رقاص ها موسیقی و آوازشون یه چیز دیگه بود و دیشب همش حس میکردم که یه چیزی کمه!!!:(
هر چند که کلی حرص خوردم که چرا اینجوریه ولی خب اجرا خیلی خوب بود و تنبورش هم خوبتر!یه سری ساز عجیب غریبم بود که خیلی صداهای هیجان انگیز داشت:)و من آخرشم نفهمیدم اونی که من سازش رو اینقدر دوست داشتم از ایتالیا اومده بود یا از فرانسه:)

این آقا هم دیشب به ما قول یه عکس داد که من بزارم اینجا ولی مثل اینکه یادش رفته:)

August 07, 2008

!!!

دیروز توی رادیو میگفت مردم باید بیشتر رعایت بکنند وگرنه قطعی های برق بیشتر از اینی که هست میشه!!!خیلی برام جالبه که اونوقت این چراغونی های توی شهر یعنی چی!!!!؟

August 01, 2008

جوجه-3

jojeh-3.jpg

این نصفه چمدون منو کشته!!!!!:*