گرفتار خوب

این روزا خیلی گرفتارم،ولی دوست دارم این سر شلوغی رو:)

آخر شهریور نمایشگاه تصویر سازی دارم ،یه کاری هم باید تا 15 شهریور یه جایی تحویل بدم !خلاصه از صبح تا شب در حال کشیدنم:)

خیلی شیک میز نهار خوری رو تبدیل کردم به میز کار !و دیگه حتی شبها هم جمعشون نمیکنم.ولی خوب دیگه چیزی نمونده:)!!!

امروز با گل فروشیمون سر سنم شرط بستم و بردم!فکر میکرد من ازش کوچیکترم .الان 3تا دسته گل  خوشگل تو خونمونه که بابتش پول ندادم:)خیلی لذت بخش بود شرطش!

موهام رو کوتاه کردم!خیلی کوتاه ،فکر کتم اگر تو یه شرایطی بشه و یه بار هم کچل کنم دیگه آرزویی ندارم برای موهام.

این مدت خیلی وقت نکردم فیلم ببینم ولی اگر مثل من فیلم کمدی روست دارین The Hangover رو از دست ندین:)مخصوصا دیدن این عسل تو فیلم خیلی حال میده:)