بعد از مدتها نوشتن..

خیلی سخته بعد کلی وقت بخوای بنویسی!اصلا نمیدونم چجوری شروع کنم:)

 

چند وقتی نبودم..بین ابران و آلمان در رفتو آمدم!سفر امسال با سفر های قبلی فرق داشت ،اینکه احسان باهام بود هم اینکه یه ذره سعی کردم متفاوت تر به اونجا نگاه کنم!

شایدچون شرایط زندگیم فرق کرده …نمیدونم!

در هر حال سفر خیلی خوب و لذت بخشی بود و من دلم نمیخواست که اصلا تموم بشه..

و صد البته وجود ابن فنچی خانم هم در لذت سفر بی تاثیر نبود:x

germany03

بازار های کریسمس هم مثل همیشه جذاب و سرگرم کننده بود،دلت میخواست ساعتها توشون بگردی و این جینگولهای خوشگل رو نگاه کنی:)

germany02

germany01

کلی گشت و گذار کردم و یکی از بهترین خاطرات سفرم دیدن موزه ونگوگ بود:)

vangogh

البته طبق بیشتر موزه ها حال گیری کردن و اولش دوربینمو گرفتن  ولی کلا دیدن کارها از نزدیک لذتی وصف نشدنی داشت و  بالاخره من به آرزوی دیرینه خودم رسیدم:)

یادمه سال دوم راهنمایی بودم دیدم تو روزنامه نوشته نمایشگاهی از کارهای ونگوگ در بابلسر!!!منم کلی به بابام اصرار کردم با یکی از دوستام که اونم عشق ونگوگ بود رفتیم به سمت شمال!!!اونجا که رسیدیم ،دیدیم که یه سری کار  به صورت سیاه و سفید از کتاب کپی کردن زدن به دبوار:))) خلاصه قیافه ما اون لحظه واقعا دیدنی بود:)

 

 

کار های نمایشگاههای قبلیم رو هم به گالری اضافه کردم که میشه اینجا و اینجا دید:)