April 11, 2010
بعد از مدتها نوشتن..
خیلی سخته بعد کلی وقت بخوای بنویسی!اصلا نمیدونم چجوری شروع کنم:)
چند وقتی نبودم..بین ابران و آلمان در رفتو آمدم!سفر امسال با سفر های قبلی فرق داشت ،اینکه احسان باهام بود هم اینکه یه ذره سعی کردم متفاوت تر به اونجا نگاه کنم!
شایدچون شرایط زندگیم فرق کرده …نمیدونم!
در هر حال سفر خیلی خوب و لذت بخشی بود و من دلم نمیخواست که اصلا تموم بشه..
و صد البته وجود ابن فنچی خانم هم در لذت سفر بی تاثیر نبود:x
بازار های کریسمس هم مثل همیشه جذاب و سرگرم کننده بود،دلت میخواست ساعتها توشون بگردی و این جینگولهای خوشگل رو نگاه کنی:)
کلی گشت و گذار کردم و یکی از بهترین خاطرات سفرم دیدن موزه ونگوگ بود:)
البته طبق بیشتر موزه ها حال گیری کردن و اولش دوربینمو گرفتن ولی کلا دیدن کارها از نزدیک لذتی وصف نشدنی داشت و بالاخره من به آرزوی دیرینه خودم رسیدم:)
یادمه سال دوم راهنمایی بودم دیدم تو روزنامه نوشته نمایشگاهی از کارهای ونگوگ در بابلسر!!!منم کلی به بابام اصرار کردم با یکی از دوستام که اونم عشق ونگوگ بود رفتیم به سمت شمال!!!اونجا که رسیدیم ،دیدیم که یه سری کار به صورت سیاه و سفید از کتاب کپی کردن زدن به دبوار:))) خلاصه قیافه ما اون لحظه واقعا دیدنی بود:)
کار های نمایشگاههای قبلیم رو هم به گالری اضافه کردم که میشه اینجا و اینجا دید:)


Comments (2)
سلام گلناز جون. شما منو نمي شناسيد، ديروز وقتي داشتم دنبال يه عكس مي گشتم اتفاقي وبلاگ شما رو كشف كردم و خوندم. نوشته هات رو خيلي دوست داشتم و خيلي بهم چسبيد. حالا چرا خودم نمي دونم. اما شدم خواننده پر و پا قرصت. از ديروز كلي از نوشته هات رو خوندم و همه نقاشي هات رو ديدم و به اسم گلناز رو كامپيوترم save كردم كه بتونم بعضي وقتا نگاه كنم و لذت ببرم. كلا خيلي دوست داشتم و خوشحال شدم از آشناييت. گفتم نامردي اگه حالا كه اين همه با نوشته ها و نقاشي هات حال كردم بهت نگم.
موفق باشي يه عالمههههههههههههههه
June 21, 2010 15:12
سلام
حالا پيش خودت نگي اين دختره چقدر گيره اما چرا نمينويسي دختر؟ اين همه دوستات لينك سايت تو رو تو سايتشون گذاشتن و تو نيستي كه بنويسي. حيفه. يه عالمه انرژي خوب تو سايتته كه داري همشو با ننوشتنت به باد ميدي.
بنويس دختر. بنويس. نقاشيهاي قشنگتم بذار ببينيم.
موفق باشي. شاد باشي. پرانرژي باشي. هميشه بخندي.
گلناز/ مرسی عزیزم خیلی لطف داری کلی انرژی گرفتم
June 23, 2010 12:41